کد خبر: ۵۵۰۴
۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۰
مهدی کرمانی‌زاده آوازهای صد ساله ایران را جمع‌آوری کرده است

مهدی کرمانی‌زاده آوازهای صد ساله ایران را جمع‌آوری کرده است

آواز‌هایی را از سال‌۱۲۸۴ در لوحی فشرده، پیوست کتابم کردم. در این لوح، نخستین صدای ضبط‌ شده آواز در تاریخ ایران مربوط‌به شخصی به نام آقاغفار موجود است.

نجفی| معمولا صدای «تحریر» زدنشان از داخل مغازه کوچک به بیرون می‌پیچد و تا چند مغازه آن‌سوتر هم می‌رود. فروشندگان دیگر هم برایشان دست می‌زنند و سر تکان می‌دهند به نشانه حظ‌بردن. مهدی کرمانی‌زاده، پژوهشگر موسیقی حدود دو سالی است که در مجموعه گلستان کتاب حضور دارد و دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی ایران را تدریس می‌کند و به کار پژوهش هم مشغول است.

می‌گوید گاهی در جواب عابران که به آوازخواند‌ن‌های ما واکنش نشان می‌دهند و می‌پرسند که در این مغازه چه چیزی می‌فروشم، می‌گویم: «هر صبح که می‌آیم، غزلی خوب می‌خوانم و با شاگردانم سر و کله می‌زنم و آواز می‌خوانیم. کار دیگری نمی‌کنم و چیزی هم نمی‌فروشم.»

سرماخورده است، ولی صدای آرام و نوع نگاهش، انگار از آن غزل‌هایی که هر روز صبح می‌خواند، صیقل‌خورده و صاف شده است. بیشتر از آنکه اهل موسیقی باشد، اهل ادبیات است. با او درباره کتاب‌هایش، شاگردانش و هر چیزی که به موسیقی ارتباط دارد، ساعتی را به گپ‌و‌گفت نشستیم.

 

ظرفیت پذیرش رشته‌های هنری در دانشگاه ناچیز بود

کرمانی‌زاده با صدایی گرفته به گوشه‌و‌کنار خاطره‌های خود سرک می‌کشد؛ «متولد سال ۵۶ در مشهد هستم. استادم محمد بنکدار بود. اواسط دهه ۷۰ ایشان در بولوار احمدآباد خیابان ابوذر غفاری، کلاس موسیقی برگزار می‌کردند که من می‌رفتم و شرکت می‌کردم.

در آنجا ما از دو منبع استفاده می‌کردیم؛ ردیف محمود کریمی و ردیف عبدا... خان دوامی. در واقع هر کسی بخواهد آواز کار کند، باید از این دو منبع شروع کند.»پژوهشگر موسیقی مجتمع کتاب گلستان، اما خودش به‌تن‌هایی این راه پر‌فراز و نشیب را طی کرده و مشوقی نداشته است؛ «من کاردانی رشته هنر‌های سنتی را در زاهدان گذارندم. آن دوره ظرفیت پذیرش رشته‌های هنری، روی‌هم‌رفته هزار نفر هم نمی‌شد و ورود پیدا کردن به این رشته‌ها خیلی هم دشوار بود. رفتم خدمت سربازی؛ چهل روز گذشته بود که اطلاع پیدا کردم کنکور قبول شده‌ام؛ بنابراین دوباره برگشتم.»

 

آوازهایشان را زیر لب زمزمه می‌کردم

از دلش می‌گوید و اینکه آواز سنتی، همه روحش را درگیر می‌کرده و این‌گونه جذب شده و وسوسه‌خواندن سراغش آمده؛ «علاقه به این حوزه، جرقه‌ای بود که به جانم خورد. من هم در سن‌و‌سالی نبودم که دو‌دو‌تا چهارتا کنم؛ پس به حرف دل و احساسم گوش کردم و پیش رفتم.

در دوره دبیرستان، آواز‌های استاد بنان، گلپایگانی و محمود خوانساری را گوش داده و کم‌کم آوازهایشان را زیر لب زمزمه می‌کردم. از آنجا بود که مشتاق شدم که خودم هم بخوانم. برای همین رفتم سرِ کلاس و دوره دیدم. آن زمان مرکز آموزش موسیقی جهاد دانشگاهی فعالیت می‌کرد که حالا در حوزه آموزش یکی از قدیمی‌هاست.

آن دوره فقط دو مکان برای تهیه نوار موسیقی بود؛ یکی مغازه‌ای در طبقه منهای دو مجتمع زیست خاور، آقای لیّنی و دیگری هم آقای زرچنگ در خیابان دانشگاه. من آن روز‌ها از خیابان طلاب برای خرید نوار آواز مرحوم خوانساری به اینجا‌ها رفت‌و‌آمد داشتم.»

حدود ۱۰ سال را فقط به شنیدن آثار بزرگ‌ترین خوانندگان سنتی ایرانی از اولین‌ها تا آخرین‌ها گذراندم

 

آقاغفار اولین کسی است که صدای آوازش در ایران ضبط شده

حدود ۱۰ سال را فقط به شنیدن آثار بزرگ‌ترین خوانندگان سنتی ایرانی از اولین‌ها تا آخرین‌ها می‌گذراند؛ «بعد‌از این با خودم گفتم باید این تجربه ده‌ساله را جایی خرج کنم تا اگر کسی خواست در این زمینه ورود پیدا کند، مثل من ۱۰ سال وقت نگذارد؛ بنابراین کتابی دوجلدی در ۱۵۰۰ صفحه گردآوری کردم که به تحلیل و بررسی آواز ایرانی می‌پردازد، به‌همراه لوح فشرده‌ای از قدیمی‌ترین آواز‌هایی که شاید کمتر کسی در آرشیوش داشته باشد.»

او ادامه می‌دهد: «آواز‌هایی را از سال‌۱۲۸۴ در لوحی فشرده پیوست کتابم کردم. در این لوح، نخستین صدای ضبط‌شده آواز در تاریخ ایران مربوط‌به شخصی به نام آقاغفار موجود است. در کتاب هم به تحلیل و بررسی «۱۱۰ سال آواز ایرانی» پرداخته‌ام.

حلیل‌هایی که برای هنرجویان می‌تواند مفید باشد؛ چرا‌که به‌جای استفاده از چندمنبع می‌توانند از صد‌ها منبع برای یادگیری یک جا استفاده کنند.» کرمانی‌زاده این نکته را هم می‌گوید: «خوب است بدانید آن زمان خوانندگان را برای ضبط صدایشان با هزینه مظفرالدین‌شاه به فرانسه می‌فرستادند و ضبط صدا‌ها هم فقط تا سه‌دقیقه امکان‌پذیر بوده است.»

 

بین شاگردانم هم قاری دارم و هم مداح

کاری را برایم پخش می‌کند که ماحصل همکاری او و یکی از شاگردانش است. یکی از قاریان قرآن که می‌خواسته دستگاه‌های ایرانی را آموزش ببیند و بعد‌از چندی با خود کرمانی‌زاده غزلی اجرا کرده‌اند.او دراین‌باره می‌گوید: «شاگردان من در اینجا هم قاری قرآن هستند و هم تعزیه‌خوان و هم مداح.د‌ر واقع می‌آیند اینجا تا دستگاه‌های ایرانی را بیاموزند؛ چرا‌که یادگیری دستگاه‌های ایرانی باعث می‌شود آن‌ها غزل ایرانی را بهتر بخوانند.

دوستی دارم به نام «رضا آویشنی» که خودش استاد قرائت است و مدتی آمده بود اینجا تا دستگاه‌های ایرانی را یاد بگیرد. کم‌کم با هم به این تعامل رسیدیم که کاری مشترک انجام بدهیم؛ چون ایشان خیلی با استعداد بود و دستگاه‌های عربی را هم خیلی خوب می‌دانست. در نتیجه یک کار خیلی خوب با هم از اشعار حافظ خواندیم.»

 

هدف من ترویج ادبیات ناب و فاخر ایرانی است

کرمانی‌زاده معتقد است سطح کار او و اساسا نگاهی که به آواز دارد، فراتر از علاقه مردم عادی است؛ «مقوله آواز به‌نظرم بحث سنگینی است و آن‌چنان‌که باید مخاطب عام ندارد. من با آواز به‌نوعی راوی اشعار سنایی و عراقی و نظامی و... هستم.

مخاطب این اشعار، مردم عادی نیستند؛ بلکه ادیبان و عارفان و سینه‌سوختگانند. اخلاقم این است که به هیچ عنوان در جمع‌های خانوادگی نمی‌خوانم و خود اعضای خانواده هم اخلاق من را می‌دانند و اصرار نمی‌کنند. موسیقی ما کار «شش‌و‌هشتِ» جوان‌پسند و ریتمیک نیست که بخواهیم همه را درگیرش کنیم.

وقتی من عاشق شعر‌های سعدی و نظامی و حافظ شدم و این آواز‌ها را گوش می‌دادم، همه به مسخره به من می‌گفتند که بابابزرگم باید این چیز‌ها را گوش دهد! شما نگاه کنید مگر چند نفر در مدرسه با عشق و علاقه زیاد غزل‌های حافظ را می‌خوانند؟ خیلی کم؛ الان هم همین‌طور است. هدف اصلی من در واقع ترویج آواز نیست؛ بلکه ترویج ادبیات ناب و فاخر ایرانی است.»

 

وظیفه خواننده فقط خواندن نیست بلکه معرفی شاعر است

پژوهشگر موسیقی مجتمع کتاب گلستان تاکید می‌کند که داشتن صدای خوب به‌هیچ عنوان نمی‌تواند ملاک درستی باشد برای خوب آواز‌خواندن و خواننده خوبی‌شدن. او پشتکار و جدیت را عامل اصلی موفقیت می‌داند؛ «صدای خوب اصلا ملاک نیست؛ مهم حال خوب است؛ تمرین مداوم و زیاد گوش‌کردن هم نیاز است.

خودِ من اصلا صدای محشری نداشتم، ولی الان با تمرین زیاد به درجه مطلوبی رسیده‌ام. البته اصلا در این فکر‌ها نبوده‌ام که بخواهم از این راه پول دربیاورم. همچنین خلاقیت در این کار خیلی اهمیت دارد. همیشه به بچه‌هایی که می‌آیند اینجا می‌گویم: هنگام تمرین حتما باید با خودتان، شعر جدید از یک شاعر خوب بیاورید. این همه شاعر ناشناخته داریم که باید معرفی شوند؛ یعنی وقتی گفتم بخوانید، نباید شعر‌های تکراری و کلیشه‌ای مثل «نفس باد صبا» یا «تا بهار دلنشین» یا «مرغ سحر» را بخوانید. این‌ها دیگر تکراری شده است.»

او ادامه می‌دهد: خلاقیت خیلی در کار ما مهم است و قرار نیست که ما درجا بزنیم. من صبح‌ها خودم با خواندن یک غزل ناب از یک شاعر خوب تا شب شارژ می‌شوم و حال خیلی خوبی دارم. فکر می‌کنم مهم‌ترین وظیفه خواننده هم فقط خواندن نیست؛ بلکه معرفی شاعر است.»

حسن ختام حرف‌های کرمانی‌زاده، تشکر است از تمام افرادی که برای رونق مجتمع کتاب گلستان زحمت کشیده‌اند؛ «این روز‌ها این مجموعه از محلی متروک به مجتمعی فرهنگی و پررفت‌و‌آمد تبدیل شده است.»


این گزارش شنبه، ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ در شماره ۱۹۴ شهرآرامحله منطقه یک چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44